تو پست قبلی کلوچهی گرم لاهیجان رو زدیم تو چای تازهدم و حسابی کیف کردیم. اما حالا وقتشه بریم به احترام کسی بایستیم که این «طلای سبز» رو با هزار مکافات و شجاعت به شهر ما آورد و شد بهانهی اینهمه دورهمی و حالِ خوب. بله، مقصدمون «آرامگاه محمدمیرزا کاشفالسلطنه» و موزه ملی چایه! 🌿🕊
این آرامگاه روی یه تپه سرسبز و قشنگ (تپه چایکار) قرار داره. جایی که وقتی واردش میشی، بوی تاریخ و عطر چای با هم قاطی میشه. موزه تاریخ چای که تو همین مجموعه قرار گرفته، پر از سماورهای زغالیِ قدیمی، قوریهای چینیِ قاجاری، استکانهای کمرباریکِ نوستالژیک و اسناد جالبیه که نشون میده چطوری بذر چای از هند به لاهیجان رسید. 🏺📄
معماری خاص این آرامگاه با اون نمای بلندش تو دلِ مزارع چای، یه لوکیشن بینظیر برای عکاسی و قدم زدنه. واقعاً هر وقت آدم میره اونجا و به منظرهی اطراف نگاه میکنه، حس میکنه روح کاشفالسلطنه هنوز داره با لبخند به باغهای چایِ شهرش نگاه میکنه و به دسترنج کشاورزها افتخار میکنه. ✨😌
شما تا حالا به موزه تاریخ چای رفتید؟ از بین اونهمه سماور و قوریِ عتیقه، کدومش بیشتر نظرتون رو جلب کرده؟ اصلاً افسانهی معروفِ پنهان کردن بذر چای تو عصا توسط کاشفالسلطنه رو شنیدید؟ 😉 حتماً نظرات و داستانهایی که شنیدید رو تو کامنتها برامون بنویسید! 👇💬


اولین باشید که نظر می دهید